این معجون و یا بهتر بگوییم ماسک ویژه جهت رفع
لکه های ناشی از جای جوشها و یا لکه های حاملگی
بسیار موثر است به شرط آنکه حتما به طور مداوم و
روتین، طبق عادت با هر بار حمام کردن و یا هفته ای
دو بار این کار انجام شود :
مواد لازم برای
هر بار استفاده از این ماسک:
ماست کم چرب : یک
قاشق غذا خوری
حنای بی رنگ : یک قاشق مربا
خوری
گلا ب : دو سه قطره
این مواد را با
هم مخلوط کرده و قبل از حمام به مدت پانزده تا
بیست دقیقه بر روی صورت یا بدن خود و جاهایی که
جوش می زند بمالید و صبر کنید تا خوب جذب شود که
بهتر است برای جذب بهتر اگر فرصت داشتید کمی هم در
بخار حمام بمانید تا کاملا جذب پوست شود در غیر
این صورت لزومی نیست و می توانید پس از این مدت
زمان بشویید.
اثر بخشی این ماسک زمانی خود را
نشان خواهد داد که با هر بار حمام کردن بر روی
صورت و بدن گذاشته شود، در صورتی هم که فقط به
عنوان ماسک بر روی پوست صورت مورد استفاده قرار می
گیرد حتما هفته ای دو بار استفاده شود آنوقت شما
تاثیر آن را پس از یک ماه استفاده ی مرتب بر روی
چهره و بدن خود خواهید
دید.

همیشه بیش از آنچه مزد میگیری کار کن، تا روزی
بیش از آنچه کار میکنی مزد بگیری. اخیراً به
رستورانی رفتم و با یک گارسون بدخلق روبهرو شدم.
او با رفتارش به من گفت: چه کسی به تو اجازه داده
به این رستوران بیائی؟
در حدود ۲۰ دقیقه طول
کشید تا برایم یک فنجان قهوه آورد وقتی فنجان را
روی میز گذاشت تقریباً بیشتر قهوه در نعلبکی ریخته
شده بود. من از او درباره شغل و رئیسش سؤال کردم،
او گفت: مطمئنم که حاضر نیستم باقی عمرم را برای
این آدم خسیس کار کنم
متأسفانه او یک نکته
بسیار مهم را درباره زندگی و کار فراموش کرده
بود. ”شما برای رئیستان کار نمیکنید، شما برای
خودتان کار میکنید
ممکن است هیچیک از
کارفرمایان شما ایدهآل نباشند و همکارانتان نیز
موجوداتی تنبل باشند با همه اینها هنگامیکه
قراردادتان را امضاء میکنید وظیفه شما این است که
به بهترین نحوی که میتوانید کار کنید، نه اینکه
برای کسیکه به شما حقوق میدهد دردسر درست
کنید
در واقع زمانی که برای کارتان تنها نیمی
از توانائیتان را بهکار میگیرید شما بیش از
رئیستان متضرر میشوید. او تنها کمی پول از دست
میدهد اما شما اشتیاق و عزت نفستان را از دست
میدهید.
● اگر
کار خوبی داشتم
عدهای از مردم فکر
میکنند که بعضی از کارها جذاب و برخی ملالآور
است. اما این چنین نیست. یک شخص بانشاط میتواند
یک شغل کسالتآور را تبدیل به کاری شادیبخش
کند
لذت بردن از کار یک انتخاب است. برادرم
کریستوفر، میداند که چگونه یک کار مزخرف را به
کاری به یاد ماندنی تبدیل کند! من اگر مجبور باشم
از کسی برای کندن چاله یا رنگ کردن سقف کمک بگیرم.
بهطور قطع او را انتخاب میکنم. او سعی میکند هر
کاری را لذتبخش کند. خوردن یک غذای ساده با کریس
لذتبخشتر از شرکت در یک مهمانی
است.
●
نکته
شما بهترین چیزی را که
میتوانید باشید از خود بروز دهید نه برای اینکه
دیگران را مجذوب کنید. شما بهترین کاری را که
میتوانید انجام دهید زیرا این تنها راهی است که
میتوانید از کارتان لذت ببرید
.
تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنين و به خاطر اينکه فکر مي کنيد در آينده شايد بهش محتاج بشين، خرجش نکنيد؟
تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چيزاي ديگه رو که حتي يکبار هم از اونا استفاده نکردين، انبار کنيد؟
درون خودت چي؟ تا حالا شده که خاطره ي سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چيزاي ديگه رو به خاطر بسپاري؟
ديگه نکن! تو داري بر خلاف مسير کاميابي خودت حرکت مي کني!
بايد جا باز کني ... ، يه فضاي خالي تا اجازه بده چيزاي تازه به زندگيت وارد بشه.
بايد خودتو از شر چيزاي بي مصرفي که در تو و زندگيت هستن خلاص کني تا کاميابي به زندگيت وارد بشه.
قدرت اين تهي بودن در اينه که هر چي که آرزوش رو داشتي ، جذب مي کنه.
تا وقتي که در جسم و روح خودت احساسات بي فايده رو نگهداري، نمي توني جاي خالي براي موقعيت هاي تازه بوجود بياري.
خوبيها بايد در چرخش باشن ....
کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تميز کن.
هر چيزي رو که ديگه لازم نداري بنداز دور ...
ميل به نگهداشتن چيزاي بي مصرف، زندگي رو پر پيچ و تاب مي کنه.
اين اشياء نيستن که چرخ زندگي تو رو به حرکت در ميارن ......
به جاي نگهداشتن ...
وقتي انبار مي کنيم، احتمال خواستن رو تصور مي کنيم ، احتمال تنگدستي رو ....
فکر مي کنيم که فردا شايد لازم بشن و نمي تونيم دوباره اونا رو فراهم کنيم ...
با اين فکر تو دو تا پيغام به مغزت و زندگيت مي فرستي :
که به فردا اعتماد نداري ....
و اينکه تو شايسته چيزاي خوب و تازه نيستي
به همين دليل با انبار کردن چيزاي بي مصرف خودتو سر پا نگه مي داري
عشق بورز
چنانکه گويي هرگز آزرده نشده اي
بخوان
چنانکه گويي کسي تو را نمي شنود
زندگي کن
چنانکه گويي بهشت روي زمين است
خودت را از قيد هرچه رنگ و روشنايي باخته، برهان
بذار نور به زندگيت وارد بشه
و خودت ...

اردوان (سومین پادشاه اشکانی و فرزند تیرداد
یکم) پادشاه ایران از بستر بیماری برخواسته بود با
تنی چند از نزدیکان ، کاخ فرمانروایی را ترک گفته
و در میان مردم قدم می زد . به درمانگاه شهر که
رسیدند اردوان گفت به دیدار پزشک خویش برویم و از
او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی
کنیم.
چون وارد درمانگاه شد کودکی را دید که
پایش زخمی شده و پزشک پایش را معالجه می نماید.
مادر کودک که هنوز پادشاه را نشناخته بود با ناله
به پزشک می گفت خدا پای فرزند پادشاه را اینچنین
نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم نیاورد
.
پادشاه رو به زن کرده و گفت مگر فرزند شاه
این بلا را بر سر کودکت آورده و مادر گفت آری
کودکم در میانه کوچه بود که فرزند پادشاه فریاپت
با اسب خویش چنین بلای را بر سر کودکم آورد .
پادشاه گفت مگر فرزند شاه را می شناسی ؟ و زن گفت
خیر ، همسایگان او را به من معرفی نمودند . پادشاه
دستور داد فریاپت را بیاورند پزشک به زن اشاره
نمود که این کسی که اینجاست همان پادشاه ایران است
.
زن فکر می کرد به خاطر حرفی که زده او را به
جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دونیم می کنند . پسر
شاه ایران را آوردند و پدر به او گفت چرا این گونه
کردی و فرزند گفت متوجه نشدم . و کودک را اصلا
ندیدم . پدر گفت از این زن و کودکش عذرخواهی کن .
فرزند پادشاه روی به مادر کودک نموده عذر خواست
پادشاه ایران کیسه ایی زر به مادر داده و گفت
فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران ، زور
گویی و اذیت خلق خویش نیست .
زن با دیدن این هم
فروتنی پادشاه و فریاپت به گریه افتاده و می گفت
مرا به خاطر گستاخی ببخشید . و پادشاه ایران
اردوان در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد می
گفت : فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد
نمونه…
اندیشمند یگانه کشورمان ارد بزرگ می
گوید : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر
از یک کودک باشد.
این داستان به ما می آموزد
هیچ چیزی بالاتر و مهمتر از نیک رفتاری و فروتنی
نیست .
ادامه مطلب
