|
|
|
||||
|
گزینش سالانه مهم ترین دانشمندان جهان توسط نشریه "ساینس نیوز ریویو" (Science News Review)که یکی از معتبرترین نشریات علمی جهان محسوب می شود نشان می دهد که 97 درصد از دانشمندان مهم در 99 درصد از مراکز علمی جهان ایرانی هستند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 8:8 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با شدتي وحشيانه و
جنون آميز٬
آن چنان كه قلبم را سخت به درد آورد٬ آرزو كردم اي كاش هم اكنون همچون مسيح٬ بي درنگ٬آسمان از روي زمين برم دارد٬ يا لااقل همچون قارون٬زمين دهان بگشايد و مرا در خود فرو بلعد. اما...نه٬ من نه خوبي عيسي را داشتم و نه بدي قارون را. من يك *متوسط*بي چاره بودم و ناچار٬ محكوم كه پس از آن نيز*باشم و زندگي كنم* نه٬باشم و زنده بمانم. و در اين وادي حيرت پر هول و بيهودگي سرشار٬گم باشم. و همچون دانه ايي كه شور و شوق هاي روييدن در درونش٬ خاموش مي ميرد و آرزوهاي سبز درونش مي پژمرد٬ در برزخ شوم اين *پيداي زشت* و آن *ناپيداي زيبا*خرد گردم. كه اين سرگذشت دردناك و سرنوشت بي حاصل ماست. و در برزخ دو سنگ اين آسياي بي رحمي كه ... *زندگي* نام دارد!
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 7:51 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هر نسیمی که می آید نوازشی است . و هر صدای پرنده ایی سخنی که اولی صورتم را می نوازد و دومی گوشم را . در بند بند وجودم احساسش میکنم . چه پاک . چه صادقانه . می دانم که دوستم دارد .می دانم که عاشقم است . می دانم غیر از خوشبختی من هیچ چیز دیگر نمی خواهد . صبحها وقتی چشمانم را باز می کنم به من لبخند می زند و من با تمام وجودم گرمای حضورش را حس می کنم و می گویم صبح بخیر . شبها وقتی برای آخرین بار پلکهای خسته ام را روی هم می گذارم و دوباره باز می کنم او را می بینم که منتظر است تا به او بگویم روزم را چگونه گذرانده ام هر چند که او خودش خوب می داند ، اما با حوصله ایی که انگار تمام شدنی نیست به تمام حرفهایم ، گله هایم و آرزو هایم گوش می دهد . و من انگار که سبک شده ام . خالی از تمام کشمکشهای روزانه به او می گویم شب بخیر و او باز لبخند می زند . مثل همیشه ...و من باز عاشقتر می شوم . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 8:9 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند.همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید،دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید. این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند. اگر نتوانستید حل کنید به جواب آن در زیر مراجعه کنید. ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 18:50 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنبند رو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن بند رو براش بخره.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 14:56 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مي خواهم داستاني برايتان بگويم درباره ي خانواده ای که در زندگی با مشکلات و سختی های زیادی مواجه شده بود. مرد، دچار شکست مالی شده بود، فرزندشان بیماری لاعلاجی گرفته بود و افسردگی و نا امیدی تمام خانواده را محاصره کرده بود. زنِ خانواده هرچقدر سعی می کرد امیدِ رفته بر باد را به خانه برگرداند موفق نمی شد و کاری از پیش نمی رفت.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 14:44 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اين روزها مساله امنيت و پخش عکس و فيلم هاي خصوصي داغ است پس زمان خوبي هست که اين مطلب را بخوانيد: بحث آينه هاي دو طرفه . بله افرادي به اين روش از شما در حاليکه در هتل يا اتاق پرو يا در حمام يا دستشويي هستيد فيلم يا عکس تهيه کرده و به معرض عموم مي گذارند. پس حتما قبل از اينکه از محل هاي داراي آينه استفاده کنيد از يکطرفه بودن آن مطمئن شويد ! اما چطور؟ قبل از هرکاري از تست انگشت استفاده کنيد: انگشت خود را روي آينه قرار داده اگر بين انگشت شما و تصوير آن يک فاصله اي باشد اين آينه واقعي است. اگر انگشت شما به تصويرش چسبيده باشد، اين آينه دو طرفه است و فردي دارد شما را مشاهده مي کند. دليل: چون در آينه واقعي لايه جيوه در پشت شيشه است ولي در آينه هاي دو طرفه لايه جيوه در روي سطح شيشه است. لطفاً اين موضوع را براي دوستان خود نيز مطرح کنيد
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 9:15 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
درود بر لب هايي که جز به عشق روزه نگشادند بر چشم هايي که فرشتگان را در زلالشان به سجده مي ديدي. پر برکت باد دست هايي که تا عشق قد کشيدند و شانه هايي آن چنان مهربان که سيمرغ را رغبت فرود آمدن پديد آوردند. سلام بر شما که ماه ضيافت عشق را به بدرقه نشسته ايد، وهلال عيد بر پيشاني آسمانتان مي درخشد. تهنيت باد بر شما ياران که اين عيد بهاي عشقتان است برايتان رمضان هاي نوراني فراوان آرزومندم
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 9:43 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت. درحال کار گفتگوی جالبی بين آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.وقتی به موضوع "خدا " رسيدند. آرايشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجودداشته باشد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 9:39 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
*◄ آيا ميدانستيد برخيها واژههاي زير را که همگي فرانسوي هستند فارسي ميدانند؟ آسانسور، آلياژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بليت، بيسکويت، پاکت، پالتو، پريز، پلاک، پماد، پوتين، پودر، پوره، پونز، پيک نيک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تيراژ، تور، تيپ، خاويار، دکتر، دليجان، دوجين، دوش، دبپلم، ديکته، رژ، رژيم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زيگزاگ، ژن، ساردين، سالاد، سانسور، سراميک، سرنگ، سرويس، سري، سزارين، سوس، سلول، سمينار، سودا، سوسيس، سيلو، سن، سنا، سنديکا، سيفون، سيمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شيک، شيمي، صابون، فاميل، فر، فلاسک، فلش، فيله، فيبر، فيش، فيلسوف، فيوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کاميون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کليشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کميته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گريس، گيشه، گيومه، لاستيک، لامپ، ليسانس، ليست، ليموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتيک، ماشين، مانتو، مايو، مبل، متر، مدال، مرسي، موزائيک، موزه، مين، مينياتور، نفت، نمره، واريس، وازلين، وافور، واگن، ويترين، ويرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسياري از واژههاي ديگر. * ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 9:18 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک دختر مراکشی همراه پدرش که شغل او نخ ریسی بود زندگی می کرد. از بخت خوب پیرمرد پولدار می شه و تصمیم می گیره دخترش رو یک سفر با کشتی به دریای مدیترانه ببره.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 10:52 توسط جمیل
|
|
|||||
|
|||||