تبليغاتX
دریای بیکران
بازار لپ‌تاپ، بازاري پويا و پرخبر است كه البته طي سال‌هاي اخير از تنوع بالايي در زمينه برند، طرح، قابليت و قيمت و ... برخوردار شده است. بازاري كه هر روز محصولي جديد ميهمان ويترين مغازه‌هايش مي‌شود و مدل‌هاي قديمي را يا منزوي مي‌كند يا ارزان قيمت! كاري نمي‌شود كرد. اين رسم بازار است. به قول قديمي‌ها نو كه مي‌آيد به بازار كهنه چه بخواهي و چه نه مي‌شود دل‌آزار!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:2  توسط جمیل  | 

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باتنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانستکه خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست.

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید
.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 16:11  توسط جمیل  | 

باتوجه به سوالات بسیاری که در مورد مدیریت کافی نت و مشکلاتی که ممکنه در یک کافی چه به صورت عمدی و یا غیر عمدی پیش بیاید تصمیم گرفتیم که یک مقاله در مورد مدیریت کافی نت بنویسیم که هم مطالب یکجا باشه و هم سوال های تکراری پرسیده نشه .مثل همیشه این نوشته صد در صد کامل و بی عیب نیست و از دوستان خواهش می کنم کمک کنند تا بشه کاملترش کرد.
این توضیحات برای یک کافی نت با سیستم های زیر 20 تا توصیه می شه و برای تعداد بیشتر باید از روش های دیگه ای استفاده کرد. که اگه عمری باقی موند راجع به اون هم صحبت می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 18:20  توسط جمیل  | 

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, لباسهام رو عوض کردم و بعد بهش گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 8:2  توسط جمیل  | 

 

اينك من به ياری مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروز ی كه زنده زنده ام و مزدا توفيق سلطنت به من بدهد به دين و آداب و رسوم ملتهايی را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .

من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تا روزی كه پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .

من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگیرد و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .

من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است بپرستد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی را غصب نكند .

وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد به مصرف برساند، مشروط برآنكه به حقوق ديگران لطمه نزند .

من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد . و مجازات برادر گناهكار بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .

من تا روزی كه به ياری مزدا سلطنت می كنم نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز شوند .

رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه برعهده گرفته ام موفق گرداند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 7:49  توسط جمیل  | 

خبرگزاري فارس: تيم‌هاي حفاظت همواره از نزديكترين افراد به مقامات مسئول محسوب مي‌شوند و از اين جهت ناگفته‌هاي آنان مورد توجه قرار مي گيرد و زواياي رسمي و غير رسمي زندگي يك مسئول بيشتر نمايان مي‌شود. سرتيم رئيس جمهور از سال 84 تا 86 به بيان بخشهايي از اين زوايا پرداخته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:15  توسط جمیل  | 

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه يافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناور ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند.
مثال بعدي سويس است.
كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي آيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده است (بانكهاي سويس).
افراد تحصیلکرده اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند.

پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهايي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند:

1. اخلاق به عنوان اصل پايه
2. وحدت
3. مسئوليت پذيري
4. احترام به قانون و مقررات
5. احترام به حقوق شهروندان ديگر
6. عشق به كار
7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاري روي آينده
8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق العاده
9. نظم پذيري

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند.
ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است.
ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده است.
ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.
اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد:
اتفاقي براي شما نمي افتد،
گربه شما نمي ميرد،
از محل كارتان اخراج نمي شويد،
هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نمي شود
و مريض هم نخواهيد شد.
اما اگر ميهن خود را دوست داريد،
اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند .
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 16:45  توسط جمیل  | 


 آسمان را بنگر كه هنوز " بعد صدها شب و روز
 مثل آن روز نخست
 گرم و آبي و پر از مهر به ما مي خندد...
 يا زميني را كه دلش از سردي شبهاي خزان
 نشكست و نگرفت
 بلكه از عاطفه لبريز شد و
 نفس از سر اميد كشيد
 و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد
 زير پاهامان ريخت
 تا بگويد كه هنوز پر امنيت احساس خداست
 ماه من غصه چرا؟؟؟
 تو مرا داري و من
 هر شب و روز
 آرزويم همه خوشبختي توست
 ماه من
 دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
 كار آنهايي نيست كه خدا را دارند...
 ماه من
 غم و اندوه اگر هم روزي
 مثل باران باريد
 يا دل شيشه اي ات از لب پنجره عشق زمين خورد و شكست
 با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن
 و بگو با دل خود كه خدا هست...خدا هست...
 او همانيست كه در تارترين لحظه شب
 راه نوراني اميد نشانم مي داد...
 او همانيست كه هر لحظه دلش مي خواهد
 همه زندگي ام غرق شادي باشد...
 ماه من
 غصه اگر هست بگو تا باشد
 معني خوشبختي
 بودن اندوه است...
 اين همه غصه و غم
 اين همه شادي و شور
 چه بخواهي چه نخواهي ميوه يك باغند
 همه را با هم و با عشق بچين...
 ولي از ياد مبر
 پشت هر كوه بلند سبزه زاريست پر از ياد خدا
 و در آن باز كسي مي خواند
 كه خدا هست...خدا هست..
 و چرا غصه؟چرا غصه؟
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 19:9  توسط جمیل  |