تبليغاتX
دریای بیکران

به نظر می رسد با فراگيرتر شدن بكارگيری كامپيوتر تعداد كسانيكه از مشكلات چشمی و بينایی رنج مي برند روبه افزايش باشد.

مهمترين علائم عبارتند از: خستگی چشم، خشكی چشم، سوزش، اشك ريزش و تاری ديد. همچنين ممكن است سبب درد در گردن و شانه ها نيز بشود.

با رعايت توصيه های زير می توان تا حد بسيار زيادی از آسيب های چشمی جلوگيری کرد:

۱. سعی كنيد بطور ارادی پلك بزنيد. اين كار سبب مي شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود. در صورتيكه مشكل شما شديد باشد مي توانيد از قطره های اشك مصنوعی استفاده كنيد.

۲. مركز مانيتور بايد حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتي متر پايين تر چشمان شما باشد. اين وضعيت علاوه بر اينكه باعث مي شود پلك ها پايين تر قرار گيرند و سطح كمتری از چشم در معرض هوا باشد. از خستگی گردن و شانه ها نيز مي كاهد. در اين موارد هم بايد مانيتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلی را نسبت به ميزكار تنظيم كرد بطوريكه ساعد شما هنگام كار با keyboard موازی با سطح زمين باشد.

۳. مانيتور خود را طوری قرار دهيد كه نور پنجره يا روشنايی اتاق به آن نتابد. هنگام كار با كامپيوتر سعی كنيد پرده ها را بكشيد و روشنايی اتاق را نيز به نصف وضعيت معمولی كاهش دهيد.

۴. به چشمان خود استراحت دهيد. سعی كنيد هر ۵ تا ۱۰ دقيقه چشم خود را از مانيتور برداشته و به مدت ۵ تا ۱۰ ثانيه به نقطه ای دور نگاه كنيد. اين كار سبب استراحت عضلات چشم مي شود. همچنين به شما وقت مي دهد پلك بزنيد و سطح چشم شما مرطوب شود.

۵. اگر مجبوريد كه متناوبا به يك صفحه نوشته و مانيتور نگاه كنيد (خصوصا در مورد تايپيست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زيرا بايد تطابق خود را تغيير دهد. برای جلوگيری از اين مسأله سعی كنيد صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانيتور قرار دهيد. برای اينكار مي توانيد از copyholder استفاده كنيد.

۶. فاصله مانيتور با چشمان شما بايد ۵۰ تا ۶۰ سانتي متر باشد.

۷. روشنايی و كنتراست مانيتور خود را تنظيم كنيد. ميزان روشنايی مانيتور بايد با روشنايی اتاق هماهنگی داشته باشد. يك روش برای تنظيم روشنايی مانيتور اين است كه به يك صفحه وب با زمينه سفيد نگاه كنيد. اگر سفيدی صفحه برای شما مثل يك منبع نور است روشنايی مانيتور زياد است و بايد آن را كم كنيد. در مقابل، اگر صفحه كمی خاكستری به نظر مي رسد روشنايی را زياد كنيد.

۸. اگر علي رغم رعايت توصيه های گفته شده باز هم دچار علائم هستيد مي توانيد از عينك های مخصوص استفاده كنيد زيرا گاهی مشكل در ديد متوسط است. ما بطور معمول كمتر از ديد متوسط استفاده مي كنيم زيرا بيشتر اوقات يا اشياء دور را نگاه می کنيم و يا اشياء نزديك. ولی مانيتور كامپيوتر دقيقا در فاصله ای از چشم قرار مي گيرد كه مربوط به ديد متوسط است. برای دريافت عينك مناسب كامپيوتر به چشم پزشك مراجعه كنيد.

۹. هنگام كار با كامپيوتر سعی كنيد گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهيد. قوز كردن هنگام كار طولانی با كامپيوتر سبب دردهای گردن و شانه ها مي شود. كاملا پشت خود را به صندلی بچسبانيد. همچنين ارتفاع صندلی خود را طوری تنظيم كنيد كه كف پاها روی زمين قرار داشته و زانوی شما در زاويه ۹۰ درجه قرار داشته باشد. Keyboard و Mouse بايد پايين تر از آرنج و نزديك دستان شما قرار داشته باشد.

نوشته شده توسط جمیل در ساعت 8:38 | لینک  | 

انتقام دختران از جوانان متلك پران
زن 38 ساله اي كه در كنار خيابان به انتظار تاكسي جهت رسيدن به مقصدش ايستاده است تعدادي ماشين ها بوق مي زنند. گاهي يك بوق يا بيشتر چراغ اتومبيل خود را روشن و خاموش مي كنند. برخي توقف مي كنند و با سماجت قصد سوار كردن او را دارند. بعضي ها هم نيش ترمز مي زنند. آن ها دنبال مسافر نيستند و برايشان تفاوتي نمي كند تقريبا اين عمل را روزانه در مقابل هر زني كه در كنار خيابان ايستاده باشد انجام مي دهند.
دختر 25 ساله اي كه از شدت گرما عرق كرده است به پياده رو مي رود تا از سايه درختان جهت كاهش گرما استفاده كند. مي بيند چند پسر جوان زير سايه درخت نشسته اند و با ديدن او شروع به حرف هاي زشت و زننده مي كنند و به سمت او مي آيند. دختر بي چاره وحشت زده مجددا به خيابان پناه مي برد و آفتاب سوزان را به سايه ناامن ترجيح مي دهد. هنوز هيچ گونه آماري در مورد مزاحمت هاي خياباني تا كنون ارائه نشده است. تقريبا اكثر زنان و دختران با هر گروه سني و هر گونه پوشش و تركيب ظاهري در تمام ساعات شبانه روز با اين مزاحمت هاي خياباني روبرو شده اند. دختري مي گفت ، يك روز كه به كلاس نقاشي مي رفتم در بين راه پسري دنبالم راه افتاد مزاحمم شد. اول اهميت ندادم ، اما دست بردار نبود. جيغ بلندي كشيدم كه بلكه بترسد و دست از سرم بردارد. متاسفانه كساني كه آن جا بودند ، جوري نگاهم كردند كه انگار من مقصرم. هر چند تعرض هتك حيثيت از جمله مشخص ترين نمود هاي آزارهاي جنسي است كه در جوامع مختلف نسبت به زنان اعمال مي شود ، اما دامنه آزارهاي جنسي فقط محدود به اين موارد نيست.
از ديدگاه روان شناختي و جامعه شناسي اهميت طرح اين موضوع بيشتر از آن رو است كه زنان آسيب ديده از آزارهاي جنسي چنان سرخورده و منفعل مي شوند كه گاه براي مقابله با عواقب آن حضور اجتماعي خود را محدود مي كنند. مزاحمان خياباني نيز در نبود پيگرد هاي قانوني و مانعي خاص بر عمل خلاف خود اصرار مي ورزند و در برخي مواقع كار صرفا از فراهم آوردن يك مزاحمت خياباني ، گفتن چند كلامي به عنوان متلك و... فراتر مي رود.
نگاهي مي كنيم به حادثه درد آوري كه از همين مزاحمت هاي خياباني نشات مي گيرد. دختر 17 ساله اي كه توسط دو جوان موتور سوار ربوده شده و تا نيمه هاي شب به وسيله چند مرد مورد تعرض قرار گرفته بود ، موفق شد با كمك يك مامور شهرداري از چنگال آنها نجات يابد. اين دختر كه وحشتزده بود و مي گريست به ماموران اداره آگاهي گفت: در راه بازگشت به منزل بودم. پسري كه چندين بار در خيابان مزاحمم شده بود. همراه دوستش مرا با تهديد چاقو سوار بر موتور سيكلت خود كردند و به يك ساختمان در حال ساخت بردند و در آنجا چهار مرد ديگر را ديدم كه در حال استعمال مواد مخدر بودند. به طرز وحشيانه اي از طرف تمام آنها مورد آزار قرار گرفتم. در اين مورد يكي از محققين مسائل زنان مهم ترين عامل بروز تشديد مزاحمت هاي خياباني را در فرهنگي مي داند كه اين گونه افراد به دليل مرد بودن تصور مي كنند از توان فيزيكي بيشتري نسبت به زنان برخودار ند و به همين دليل زنان را همانند طعمه هاي جنسي مي پندارند. اين كارشناس ادامه مي دهد. البته اين نكته را بايد مد نظر داشت كه وقتي صحبت از تعرض به حريم  زنان در جامعه به ميان مي آيد نمي توان اين حريم را در متراژ خاصي محدود كرد. ما در زندگي اجتماعي قرار دادي داريم كه شايد نا نوشته باشد. اما از اجراي آن گريزي نيست همان گونه كه روابط خانوادگي بر پايه وظايف و انتظارات متقابل اعضاي خانواده بنا گذاشته مي شود.
در روابط اجتماعي افراد مي آموزند كه به حريم يكديگر احترام بگذارند. اين حريم شكني است كه مصداق هاي آن در رفتارهاي اجتماعي خود را نشان مي دهد. حالا فرقي نمي كند كه چه كسي اين حرمت را مي شكند يا حريم را نقض مي كند. مهم اين است كه شما به اعضاي جامعه بايد بياموزيد كه از حقي برابر در مقابل يكديگر برخوردارند علي رغم همه اين تاكيد ها فرزندان پسر كمتر در محيط خانواده اين را مي آموزند كه زن محترم است و ايجاد مزاحمت براي زنان و دختران در خيابان عمل ناپسندي است بلكه بيشتر دختران هستند كه مورد خطاب قرار مي گيرند و از آنها خواسته مي شود مراقب اعمال و رفتارشان باشند. مزاحم هاي خياباني گروهي ناهمگون و متفاوتي هستند. جوان ، نوجوان ، پير و معمولا در هر شغل و مرتبه اجتماعي... اما در يك ويژگي مشتركند. همه آنها مردند. مرداني كه خود مادر ، همسر ، خواهر و دختر دارند و شوهر، پدر و برادري هستند اما گويا وقتي در موقعيت آزار رساني و ايجاد مزاحمت يك زن قرار مي گيرند همه اينها را فراموش مي كنند. معمولا در هر محله اي مغازه هاي مختلفي وجود دارد كه در مقابل برخي از اين مغازه ها پاتوق پسران مي باشد كه به محض عبور زن يا دختري از مقابلشان شروع به متلك گفتن و يا رفتارهاي آزار دهنده ديگر مي كنند. و دختران و زنان مي بايست از جوانان متلك پران انتقام بگيرند، و آنان را به وسيله قانون تنبيه كنند . و همچنين پليس و مراجع قضايي با جوانان متلك پران برخورد قاطع كنند.
يك جامعه شناس مي گويد چرا زماني كه مورد اذيت خياباني قرار مي گيرند در منزل به پسران خود آموزش نمي دهند كه براي زنان و دختران در خيابان احترام قائل باشند .يك متخصص جامعه شناسي مي گويد بايد صراحت بيشتري در اجراي قوانين در اين زمينه به كار برد. او مي گويد هنوز فراموش نكرده ايم كه چند دختر شاگرد اول دانشگاه هنگامي كه سوار ماشين خود شدند و در بزرگراه مشغول رانندگي بودند چگونه بر اثر مزاحمت و آزار رساني چند پسر در خودروي ديگر تعادل خود را از دست دادند و در يك تصادف هر سه كشته شدند. طبق ماده 619 قانون مجازات اسلامي هر كسي كه در اماكن عمومي يا معابر متعرض يا مزاحم اطفال يا زنان بشود يا با الفاظ و حركات مخالف شئون و حيثيت به آنان توهين كند به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد. در ديگر مفاد قانوني نيز بر تنبيه فرد مجرم تاكيد شده است از آن جمله ماده 618 قانون مجازات اسلامي كه مي گويد هر كس با هياهو و جنجال يا حركات غير متعارف يا متعرض به افراد موجب اخلال نظم و آرامش عمومي گردد با مردم را از كسب و كار بيندازد. به حبس از سه ماه تا يك سال و تا 74 ضربه شلاق محكوم  خواهد شد. هر چند زنان با استناد به اين موارد مي توانند مزاحمان را به مراجع قضايي معرفي كرده و خواستار پيگيري قانوني شوند. اما كمتر زني تا پاي معرفي افراد خاص و مجازات رساندن آن ها پيش مي رود. شايد فراواني چنين برخوردها و مزاحمت هايي در زندگي زنان و از سويي دشوار بودن مراحل طرح دعوي محاكم زنان را از صرافت پيگرد قانوني مي اندازند.وي افزود دختران و زنان جوان از جوانان نهراسند و با جوانان متلك پران مقابله كنند و آنان را به پليس و مراجع قضايي معرفي كنند. البته دختران و زناني وجود دارند كه با جوانان متلك پران و مزاحم به تنهايي برخورد فيزيكي مي كنند. اما اصولي ترين راه براي مجازات جواناني كه ايجاد مزاحمت مي كنند قانون است.
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 8:33 | لینک  | 

  گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
•  باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
•  اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
•  وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
•  متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
•  بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
•  اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 18:29 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
 
دلم گرفته از اين روزها ، دلم تنگ است
 
ميان ما و رسيدن هزار فرسنگ است
 
مرا گشايش چندين دريچه کافي نيست
 
هزار عرصه براي پريدنم تنگ است
 
چگونه سر کند اينجا ترانه خود را
 
دلي که با تپش عشق او هماهنگ است
 
هزار چشمه فرياد در دلم جوشيد
 
چگونه راه بجويد که روبرو سنگ است .
 
خورشيد در پس کوههاي ستبر عزم رفتن دارد و من در غروب
 
دلتنگي ، دست پريشان دل را فشرده ام و سر بر شانه
 
آشفتگي به دنبال زانوي محرمي مي گردم .
 
نخلستان بني نجار کجاست ؟
 
حلقوم چاههاي آشنايش کو ؟
 
بهانه اي در حلقومم گره خورده است !
 
 بهانه اي که هجم هجومش تکلف کلامم را از هم پاشيده
است .
 
آشنايان معذورم بداريد از اديبانه سخن گفتن که سوزش
 
اين زخم چنان آه از نهادم بر آورده است که رشته هم 
 
ضابطه هاي  نيک سخن گفتن را دريده است .
 
بگذاريد چون او سخن بگويم و و بي هيچ تکلفي از درد
بنالم .
 
ديروز بود که آمدي ، ازدل کوير ، کويري که تو را
 
جوشاند تا چشمه زلالي باشي براي هميشه حلقوم هاي تشنه و
 
دست جادوگر دنيا در برابر اين عطاي عظمي چه تقدير
 
شگفتي از کوير نمود که تا انتهاي ابد نامش را در قاموس
 
دلهاي دگرگونه جاودانه ساخت که پيش از تو کوير تنها
 
يک برهوت گمشده بود و پس از تو يک آشنا سرزمين کشف
ناپذير .
 
ديروز که آمدي چشمه زلالي شدي براي حلقومهاي تف ديده
 
انديشه مان ، دستها ي سرگردانمان را فشردي و بي هيچ
 
تاملي در کوچه هاي بن بست،  درب گلين خانه فاطمه را نشانمان دادي .
 
خانه کوچکي که خود سرودي از همه تاريخ بزرگتر بود .
 
ديروز که آمدي قفل تمامي دربهاي کليد شده انديشمه مان
 
را شکستي و ياري مان دادي که علي را کشف کنيم .
 
ديروز که آمدي ...
 
چه مي گويم ؟ مگر مي شود حجم آنهمه حادثه را دردخمه
 
کوچک ذهن گنجاند . مگر مي شود تو را  و عظمت انديشه
 
ات را به وصف نشست که تو در حصار تنگ کلام نمي گنجي .
 
عظمت تو را تنها بايد به تماشا نشست ، به چشيدن ،به
 
لمس کردن که حجم تو اي کشف ناپذير ، هرگز به حقارت
 
دستهاي کوچکمان نمي آيد .
 
بگذار وصف تو را به ديگر سوي نهم و چون هميشه که  از
 
هجوم حجم تنهايي به تو پناه مي آوردم ، اين بار نيز
 
زانوي محرمت را بيابم و سنگيني حلقومم را براي آن مويه
 
کنم که توصيف تو به چه کار مي آيد ؟
 
توصيف تو به چه کار مي آيد ؟
 
نه تو آنقد رکوچکي که من با تلاش حقيرانه ام بزرگ
 
نشانت دهم و نه آنقدر من بي دردم که دامن درکت را
 
رها کنم و جداي از تو به توصيف بنشينم .
 
تو به من آموختي که در اوج همه تنهايي ها و سردرگمي ها
 
و پريشاني ها ، براي رهايي از عقده هاي بغض که نه ،
 
چه مي گويم ؟!  اگر بغضها نباشند ، يقينا " بي تفاوتي
 
ها هستند ، غفلتها هستند ، فراموشي ها هستند ؛ براي
 
ياد آوري اصالتها و آرمانها و عشقها و شورها ، براي
 
ترس از فراموشي خويشتن ، نامه اي بنگارم ، نامه اي
 
براي همه عصر ها و نسلها
 
و من سنت تو را براي تو مي نويسم ، تويي که محرم تريني
 
براي اين حلقوم .
 
اي  بي قرار ترين ميهمان شام !
 
اندکي در شام دلم قرار گير ، اگر چه ميدانم که حجم
 
حضورت در حقيرستان دلم نمي گنجد .
 
سالهاست که تو رفته اي ، آنچنان شتابناک که از خويشتن
 
شرممان شد .
 
سالهاست که تو رفته اي ، اما هنوز مصلحت انديشان ما
 
،مصلحت نمي بينند که تو زنده باشي و انديشمندان ما
 
صواب را در اين ديدند که هنوز تو اشتباهاتي داشته
 
باشي و اين اشتباهات بهانه اي باشد که در جمع
 
دوستداران تو حضور نيابند .
 
اشتباهاتي که نمي دانم چرا هيچ کس نمي داند که مصداقش در چيست ؟
 
تو گويي هيچ کس علاقه اي به نشان دادن مصاديقش ندارد .
من اما ،
 
من اما ، اگر حلقوم انديشه ام ياري دهد ، خواهم گفت
 
که اشتباهات تو چيست و چه کساني از آن رنج مي برند ،
 
رنج که نه ،
بگذار بگويم برادر ،
 
بگويم که اشتباهات تو زيستن خيلي ها را به خطر انداخته است .
 
همان گونه که نامت ، نان خيلي ها را به خطر انداخته است  .
 
خيلي هايي که ميشناختي ، مي شناسم و خواهند شناخت .
 
خيلي ها که مصلحت بودنشان  با  کلام تو در تضادي
 
دست و پنجه نرم مي کند .
 
آري برادر ، چه نيازي است به گفتن ، که تا انتهاي
 
ابد ، همه آناني که آشيانه انديشه شان را با عنکبوت
 
جهل آذين بسته اند ، خواهند دانست که اشتباهات
 
شريعتي چه بوده است ؟
 
چرا تو زنده باشي ؟
 
بگذار در سالروز شهادتت درشت ترين خبر روزنامه ها
 
پيام افتتاحيه سمينار فرش باشد و بزرگواران ما به
 
تصويب ابعاد فرشنامه هايي بنشينند که بيش از آن
 
هيچ پايي نبايد دراز شود .
 
چرا تو زنده باشي ؟
 
وقتي که ديگر هيچ کس با ابوذر از چهارراه درد عبور
 
نمي کند ، يگانه مرد انديشه ات در ربذه تنها مي ماند .
 
وقتي ديگر هيچ کس به رسالت حسين کاري ندارد .
 
وقتي ديگر هيچ کس به رسالت حسين کاري ندارد ،
 
بايد که زينب ار دودکش آشپزخانه اش به معراج برود .
 
وقتي ديگر هيچ سري درد نمي کند .
 
بايد که سراغ پيشاني بندهاي سرخ را از نمايشگاهها گرفت .
 
چرا تو زنده باشي ؟
 
وقتي به حمد الله ارتفاع انديشه  انديشمندانمان آن قدر
 
صعود کرده است که ديگر هيچ کدام ، هيچ اشتباهي
 
ندارند ، چرا به تو ، به تو که اشتباهات پر دردسري
 
داشته اي بها داده شود ؟
 
بگذار انديشمند عادل ما  ، عدالت را تراز کند و
 
دلش براي صفويه بسوزد و تاملي
 
در تشيع علوي داشته باشد .
 
چه نيازي است به تو ؟
 
وقتي برادرانم از آن سوي شهر عبور ميکنند ، از
 
چهارراه درد ، از چهارراه فقر ، از کنار قصر عقيل
 
مي گذرند ، تا در ماواي اميدهاي مردم ، پاهايشان
 
را از روانشناسي فراتر بگذارند و از استاد 
 
معظمشان سوال کنند که :
 
چگونه مي شود با ارواح تماس داشت ؟
 
وقتي روزگار ، روزگار نو شدن است . و هيچ کس از
 
انديشمندان ما نيز برخلاف مد سخن نميگويند
 
چرا جملات از مدافتاده تو بار ديگر تکرار شود و
 
پرستيژ محافل مارا بر هم بزند.
 
آري بــــــــــــرادر !
 
وقتي نخبگان شهرمان متفق القولند که اسلام بدون
 
سرمايه خديجه حيات ماندن و بودن پيدا نميکرد .
 
ديگر با من بگو ، چرا بايد مثلث زر ، زور ، تزوير
 
آرامش آناني را که ميخواهند با سرمايه شان خادمان
 
به اسلام باشند را بر هم بزند ؟
 
وقتي قرار است آرامش تا مغز استخوان خانه هايمان
 
نفوذ کند ، ديگر چه نيازي است به تو ؟
 
تويي که کلامت به بي قراري مان مي خواند .
 
نيستي بـــــرادر .
 
نيستي تا نشانت دهم که داشتن و خواستن چه بلايي بر
 
سرنور چشمهايمان آورده است ؟!
 
و بازار عافيت چه کسب و کاري گرفته است ، اين روزها ؟!
 
شرم دارم از تو . لحظه اي چشمهاي کويري ات را
 
بگردان ، تا با تو مويه کنم که اين روزها شاگردانت
 
، حتي آنان که حيات فکري خود را مرهون و مديون تو
 
هستند ، براي بودن در جمع  دوستدارانت استخاره
 
ميکنند تا دريابند که خير درچيست ؟ شايد در داشتن ها و خواستن ها
 
اين روزها برادر ، غنچه همه عشقها و شورها و اشکها
 
و فريادها و رسالتها و آرمانهايمان درچهارديواري
 
قطور مصلحت مي پوسد و هيچ کس مصلحت نميبيند که قطره
 
آبي در پاي اين غنچه هاي پژمرده بريزد .
 
چرا تو زنده باشي ؟
 
وقتي ديگر نيازي به تو نيست ،
 
بايد که انديشمندان ما به ياري زرمندانمان بشتابند
 
و فرضيه بدهند و چنين افاضه کنند که :
 
"خدا پدرت را بيامرزد ."
 
تو با آنکه اشتباهاتي داشتي
 
اما در مسلمان کردن نسل جوان ما خيلي موثر بودي ، خدا خيرت دهد .
 
حالا که بحمدالله همه جوانها يمان مسلمان شده اند لطفا
 
تشريفتان را ببريد آفريقاي جنوبي و آنها را مسلمان کنيد .
 
ما ديگر باشما کاري نداريم ، شما نيز به مصلحتتان
 
نيست که با ما کاري داشته باشيد .
 
و اساسا تفکرات شريعتي به درد يک انقلاب ميخورد و نه يک نظام .
 
ديروز گفته بودم ، که مي خواهم خيلي حرفها را بگويم ،
اما بگذار اين رازهاي سر به مهر ، همچنان مکتوم
 
باقي بماند ، که بزرگي ميگفت : " دوستدار علي کسي
 
است که به تعداد دشمنان علي دشمن داشته باشد . "
 
و من نميدانم چرا آنان که به هر نحوي تو را و انديشه
 
هايت را با منافعشان در تضاد مي بينند ، هيچ گاه
 
نمي انديشند که شريعتي و کلام شريعت ،گشايش هديه خدا
 
بر همه عصرها و نسلها بود .
 
تا آناني که شجاعت انديشيدن دارند از قحط سالي
 
انديشه نميرند .
آري برادر !
 
بگذار آناني که زنده بودن تو را مصلحت نمي بينند ،
 
همچنان در گرداب تلاشهاي خود دست و پا بزنند .
 
بگذار انديشمندان ما هيچ کدامشان افتخار ندهند که
 
در جمع دوستداران تو حضور يابند ،
 
بگذار آناني که حيات فکري خود را مرهون و مديون تو
 
هستند باز هم مصلحت نبينند که از تو سخن بگويند ،
 
بگذار اسلامي ترينها و انقلابي ترينهاي اين ديار
 
مصلحت نبينند که به يادبود تو بنشينند .
 
بگذار آناني که شجاعت انديشيدن را ندارند ، همچنان
 
با هر آنچه که بوي تو را دارد دست و پنجه نرم کنند .
 
بگذار هزار گذاردن ديگر اتفاق بيفتد .
 
نيمدانم چرا نيمدانند ، ياد  تو نه از آن روست  که
 
تو نيازي به ياد کردن داشته باشي ، که عظمت روحت
 
از حقارت اين کلام منزه است .
 
که اگر به يادبود تو مينشنيم از شدت نيازي است که
 
در خويشتن احساس ميکنيم .
 
نياز به ياد آوري اصالت ها و غيرت هاي فراموش شده مان
 
 و نميفهميم چرا خيلي ها نميفهمند کلام شريعتي همچون
 
شجره طيبه اي است که تا انتهاي ابد مخاطبان خويش را
 
خواهد يافت و همچون هميشه راه گشايشان خواهد بود حتي
 
اگر خيلي ها نخواهند .
 
و ديگر چه بگويم که : تلک شقشقه هدرت ثم قرت
و
 
قرص خورشيد ، آمد او را به هوا  برد که برد
 
ولي آن نور درشت ، چشم ما بود
 
وتو اي نور درشت ، اگر در تپش باغ ، خدا را ديدي همت کن
 
و بگو : ماهي ها حوضشان بي آب است
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 7:32 | لینک  | 

شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در خود پرورش دهيد:
 
هفته اول
 
روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد .
 
روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد .
 
روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد .
 
روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ
كنيد .
 
روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد .
 
روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد .
 
روز هفتم : ديگران را دوست بداريد .
 
هفته دوم
 
روز اول : دست ديگران را براي ياري و كمك بفشاريد .
 
روز دوم : ديگران را ببخشيد .
 
روز سوم : انتظارات خود را از ديگران كاهش دهيد .
 
روز چهارم : ديگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد .
 
روز پنجم : خود را سرزنش نكنيد .
 
روز ششم : انتظارات منفي و غيرمنطقي را از ذهن خود بيرون كنيد .
 
روز هفتم : خود را جدي بگيريد .
 
هفته سوم
 
روز اول : ديگران را بخشي از وجود خود ببينيد .
 
روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد .
 
روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد .
 
روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد .
 
روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد .
 
روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد .
 
روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم .
 
هفته چهارم
 
روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد .
 
روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد .
 
روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد .
 
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد .
 
روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد .
 
روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد .
 
روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد .
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 18:28 | لینک  | 

 جهت ثبت نام روی لینک کلیک کنید : http://faragir.pnu.ac.ir/MPreregister.aspx
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 17:10 | لینک  | 

بانك مسكن با همكاري وزارت مسكن و شهرسازي و در اجراي آيين نامه اعطاي تسهيلات خريد مسكن كوچك به كارگران و كارمندان كم درآمد به شماره 77622/ت 34183 ه مورخ 1384.11.25 جهت خريد واحد مسكوني كوچك، تسهيلات بدون سپرده حداكثر به ميزان يكصد ميليون ريال به كارگران و كارمندان كم درآمد شاغل و بازنشسته تحت پوشش صندوق‌هاي تامين اجتماعي و استخدامي كشوري و لشكري و صندوق‌هاي خاص با شرايط ذيل و در مرحله دوم در شهرهاي بزرگ (تهران، مشهد ، تبريز، اصفهان ،‌كرج ، شيراز ، قم ، اهواز، كرمانشاه، اروميه) اعطا مي‌كند . متقاضيان واجد شرايط در صورت تمايل مي‌توانند درخواست خود را صرفا در قالب تكميل و ارسال فرم درج شده در سايت اينترنتي به نشاني : http://maskanvam.com/uniform/default.aspx از تاريخ 1385.2.2 تا تاريخ 1385.2.15از طريق سايت مذكور انجام دهند.

نوشته شده توسط جمیل در ساعت 11:39 | لینک  |