تبليغاتX
دریای بیکران

یک روز صبح مریدی با استادش در دشت قدم می زد. مرید می پرسید کدام رژیم غذایی برای منزه سازی روح لازم است؟
.هر چند استادش همواره تاکید داشت که تمامی غذاها مقدس اند. مرید باور نمی کرد
.مرید گفت: باید غذایی باشد که ما را به خدا نزدیک تر کند
...استاد گفت: خوب، شاید حق با تو باشد. مثلا" آن قارچ ها... آن جا
مرید به هیجان  آمد و فکر کرد این قارچ ها او را منزه می کننند و به خلسه می برند. اما همین که خم شد تا یکی بچیند، فریادی کشید و وحشت زده گفت
!این ها که سمی اند! اگر یکی از آنها را می خوردم، بی درنگ می مردم-
استاد گفت: خوب، من هیچ غذای دیگری نمی شناسم که تو را با این سرعت نزد خدا ببرد
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 19:19 | لینک  | 

بـر اسـاس پژوهشي كه در دانشگاه پنسيلوانيا صورت‎‎ گرفت، با استفاده از نوعي رنگ راديواكتيو فعاليت مغز را پيش از دعا و هنگام دعا و مراقبـه اسكن‎‎‎ و از آن عكسبرداري كردند، كه نشـان مي‌‌دهد هنگام دعا و مراقبه فعاليت‎‎ قـسمـت پيشاني‎‎ "لوب فرونتال" مغز افزايش مي‌يابد و فعاليت بخشي از مغز كه احساس "خـود يـا من‎‎ بودن" به‎‎ ما مي‌دهد كاهش مي‌يابد، به عبارت ديگر مرز بين خود و دنياي خارج كـم رنگ‌تر ميشود . همچنين دعا و مراقبه سبب تحريك فعـالـيـت هيپوتالاموس يعني مركز كنترل ضربان قلـب، فشار خون‎‎ و هـورمـون‌هـايـي مثـل هـورمـون كورتيزول يا هورمون استرس مي شود. هورمون‎‎ كورتيزول فعاليت دستگاه ايمني بدن را مهار مي‌‌كند بنابراين دعا و مراقبه سبـب كاهش‎‎ هورمون كورتيزول و افزايش فعـالـيـت دستگاه ايمني‎‎ بدن مي‌شود. اين‎‎ پژوهش‌ها نشان مي‌دهـد، دعـا سبب كاهش فشار خون، تخـفيـف درد و تـورم مفصل‌ها و كاهش درد بيماران سـرطانـي‎‎ مـي‌شود.
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 19:7 | لینک  | 

شاهد S ذکر نام خود را در اين مصاحبه بلامانع دانست. وي 3 دادخواست به دادستان فدرال امريکا ، عليه سازمان جاسوسي امريکا سيا ، FBI و پنتاگون ، عليه جورج بوش و نيز عليه همسر سابقش نوشته است.
او از اين که به زور فرزندانش توسط همسر سابقش به اسرائيل منتقل شده اند، سخت رنج مي برد. مصاحبه شونده از اين که دخالت موساد و سيا در وقوع 11 سپتامبر توسط دولتمردان امريکايي به عمد ناديده انگاشته مي شود، نگران است. او آنچه در سرزمين هاي اشغالي مي گذرد را هولوکاستي براي فلسطينيان مي داند و جزييات دقيقي که ارائه مي کند ، جالب و خواندني است. با هم مي خوانيم:
خودتان را معرفي کنيد.
من آندرياس سزکلي هستم.
مي خواهيم به دليل موضوعات سه دادخواست شما به دادستان فدرال امريکا چند سوال از شما بکنيم ، موافقيد.
موافقم.
ما مطلع شديم شما درباره حادثه يازدهم سپتامبر شواهد و مدارک بسيار محرمانه اي به دست آورده ايد و حتي شنيده ايم يکي از سناتورهاي امريکايي را نيز در جريان آن قرار داده ايد. ممکن است براي ما درباره اين شواهد و نحوه دست يافتنتان به آنها بگوييد.
بله ، من درباره حوادث يازدهم سپتامبر اطلاعات بسيار خوب و محرمانه اي به دست آوردم ، اما متاسفانه کسي گوش شنوايي براي آنها نداشت. من نه تنها با سناتور شومر درباره اين اطلاعات سخن گفتم بلکه دومامور عاليرتبه اف.بي.آي را نيز در جريان آن قرار دادم اما آنها نيز به آن توجهي نکردند.
ممکن است بگوييد دقيقا چه اطلاعاتي درباره حوادث يازدهم سپتامبر داشتيد و چگونه آنها را به دست آورديد؟
در اکتبر سال 2000 زماني که مشغول جمع آوري گل براي مغازه گلفروشي ام از يک قبرستان دور افتاده به نام گومل چسد در نيوآرک ان.جي بودم ، مکالمه دو نفر به عبري توجه مرا به خود جلب کرد. آنها در کنار ديوار قبرستان در حال گفتگو بودند. بدون آن که توجه کسي را جلب کنم ، خود را کنار ديوار قبرستان که 8 فوت بلندتر از سطح زمين بود ، رساندم و از آن بالا شخصي را ديدم که از ماشين پياده شد و با 2 نفري که به ديوار قبرستان تکيه داده بودند ، به زبان عبري مشغول صحبت شد. فرد تازه رسيده پس از احوالپرسي با آن دونفر ديگر که فکر مي کنم ماموران موساد يا سازمان سيا بودند ، گفت : بعد از اين که هواپيماها در سپتامبر به دوقلوها که به عبري مي شود teumim خوردند ، مردم امريکا درخواهند يافت که زندگي در کنار تروريست ها چه مزه اي دارد. بعد يکي از آن دونفر درباره موفقيت اين طرح ابراز نگراني کرد اما ديگري به او پاسخ داد: نگران نباش ، ما افرادي در پست هاي بالا داريم و فرقي نمي کند چه کسي (به رياست جمهوري امريکا) انتخاب شود ، ما ترتيب همه چيز را خواهيم داد. عربها آنقدر نادان هستند که حتي به فکرشان هم نخواهد رسيد که ما از آنها سوءاستفاده کرده ايم. اگر نتوانستيم مردم امريکا را مجاب کنيم پودرهايي را داخل بسته هاي پستي مي فرستيم تا تشنج عمومي ايجاد کنيم. اگر ال گور انتخاب شد ، او را بر مي اندازيم و آدم خودمان را روي کار مي آوريم.
شما بلافاصله مقامات را در جريان اين اطلاعات قرار داديد؟
بلافاصله نه ، فکر مي کنم خودم هم اول باورم نمي شد اما بعد ترسيدم و احساس خطر کردم. سر انجام در اوت سال 2001 ، سناتور شومر را در جريان اين موضوع قرار دادم.
به او نامه داديد؟
خير با او حضوري ملاقات کردم و همه چيز را برايش تعريف کردم.
او چه گفت؟
جدي نگرفت. مانند خيلي هاي ديگر.
مگر به کس ديگري هم گفتيد؟
بله ، حداقل يادم هست موضوع را به 2 مامور عاليرتبه اف.بي.آي هم گفتم ، اما آنها هم باور نکردند و جدي نگرفتند.
چگونه موضوع را مطرح کرديد؟
همه چيز را ، مشخصات ظاهري آنها را ، لهجه و زباني که با هم صحبت مي کردند ، موقعيت مکاني و زماني و حتي چندين سناريوي مختلفي که مي شد از حرفهاي آنها در ذهن و يا روي کاغذ آورد ، برايشان کشيدم. درباره سياه زخم که متاسفانه آن هم رخ داد ، به آنها توضيح دادم اما آنها هيچ توجهي نکردند.
در اين باره آيا با سناتورهاي ديگر هم تماس گرفتيد ، يا فقط با سناتور شومر صحبت کرديد؟
من با تلفن و با ارتباطات مطمئني که داشتم با چندين سناتور و چندين جمعيت سياسي ديگر تماس برقرار کردم و به آنها اين موضوع را گوشزد کردم.
وقتي حملات يازده سپتامبر رخ داد چه کرديد؟ ادعا نکرديد که من به شما گفته بودم و شما توجه نکرديد؟
آه تو را به خدا بس کنيد. در جامعه امريکا صداي شما به هيچکس نمي رسد.
به رسانه ها رجوع کرديد؟
بارها. من حتي چندين بار به مطبوعات و تلويزيون ها رجوع کردم حتي به سي.بي.اس رفتم و در آنجا اين موضوع را مطرح کردم اما هيچکس حاضر نشد به حرف من گوش کند.
يعني حرف شما را باور نمي کردند؟
اساسا گوش نمي دادند! هيچکس به حرف من گوش نمي داد. مي دانيد چرا؟ چون نمي خواستند اين حرف به گوش مردم برسد. آنها نمي خواستند مردم به اين فکر بيفتند که نکند دولت از موضوع خبر داشته و اقدامي نکرده است هيچکس حتي به من تلفن نکرد که بپرسد چه مي گويي. مي دانيد چرا؟ چون خودشان از قبل مي دانستند. حرف من ممکن بود براي مردم جالب باشد اما براي مقامات نه ! آن وقت خانم کاندوليزا رايس ، مشاور امنيت ملي بوش در ديدار با رهبران اروپايي با وقاحت تمام گفت ماموران امنيتي و اطلاعاتي امريکا حتي تصور چنين حملاتي را هم نمي کردند ، يعني حتي به ذهنشان هم چنين چيزي خطور نمي کرد که بخواهند از وقوع آن جلوگيري کنند. به نظر من خانم کاندوليزا رايس يک دروغگوي بزرگ است. چون من به آنها اطلاع داده بودم که چنين خطري در راه است.
به نظر شما حملات يازده سپتامبر را چه کساني انجام دادند اعضاي القاعده يا ماموران موساد؟
مي دانم که نه تنها ماموران سازمان سيا و اسرائيل از اين حملات مطلع بوده اند بلکه در آن دخالت نيز داشته اند.
اما بوش در سخنراني سالانه خود که هنگام حمله به افغانستان ايراد کرد ، تقصير اين حملات را به گردن دشمنان امريکا انداخت.
بله من حتي به ياد دارم که کشورهاي جهان را بصراحت به دو دسته تقسيم کرد و گفت آنها يا با ما هستند يا بر ضد ما! به نظر شما اين جمله شما را ياد هيتلر نمي اندازد؟
بله ، در تاريخ شواهدي هست که هيتلر نيز اينگونه مي انديشيده و گويا چنين جمله اي را هم گفته است.
بله. اين جمله دقيقا جمله هيتلر است. به نظر من بوش ، هيتلر جهان امروز ماست. او دائما به فکر جنگ افروزي است و هيچ برنامه اي براي صلح و آرامش در جهان ندارد. يک ضرب المثل انگليسي است و آن اين که تاريخ خودش را تکرار مي کند و حالا اين آقاي بوش نماد روشني از حماقت و سبوعيت رهبران سابق نازي است.
يک موضوع ديگر ، مي دانيد که بسياري از افراد خصوصا انديشمندان هولوکاست را باور ندارند و معتقدند چنين اتفاقي هرگز نيفتاده است؟
بله ، چه قبول داشته باشيم و چه نداشته باشيم ، معتقدم صهيونيست ها حداکثر استفاده را براي منافع خودشان از آن برده اند.
خوب ، چرا مردم فلسطين اينک بايد تاوان سياست غرب را بپردازند؟
لطفا از يک واقعيت غفلت نکنيد. ببينيد هميشه اينطور بوده که در جنگها ، فاتحان جنگ تعيين کننده همه اتفاقات بعد از جنگ هستند. خواسته کشورهاي فاتح اين بود که يهوديان به فلسطين بروند ، پس اين اتفاق افتاد. کسي هم در آن زمان ياراي مخالفت با قواي فاتح ، خصوصا امريکا و انگليس را نداشت.
شما اين خواسته را منطقي مي دانيد؟
بگذاريد برايتان صريح تر صحبت کنم. شما که از مفاد دادخواست هاي من آگاهيد ، من در جنگ 1973يعني همان جنگ يوم کيپور به عنوان عضو ارتش اسرائيل بوده ام ، پس آنچه مي گويم را از زبان يک فرد مطلع مي شنويد. من مي توانم بگويم شاهد هولوکاستي بوده ام که فلسطيني ها قرباني آن هستند. در حالي که آنها هرگز دخالتي در آنچه به نام هولوکاست مطرح است و اروپايي ها به راه انداختند ، نداشتند اما اين قانون جنگ است که هميشه فاتح جنگ نظريات خودش را اعمال مي کند.
پس چرا اروپايي ها جنايت خود را در قبال يهودي ها جبران نکردند؟
البته اروپايي ها تا الان خيلي پول خرج کرده اند.منظور ما زمين است نه پول.(خنده) شما صحبت از زمين مي کنيد؟ آيا نمي دانيد که کسي به کسي زمين نمي بخشد بلکه زمين را به زور از صاحبش مي گيرند. همه جنگهاي عالم هم بر سر زمين بوده است. مبارزه فلسطيني ها با صهيونيست هم براي زمين است.
پس قبول داريد که سر زمين فلسطين به زور و به ناحق توسط صهيونيست ها غصب شده است؟
بله ! مسلما همين طور است و اين فقط يکي از بهره برداري هاي غرب و صهيونيسم از تحريف حادثه هولوکاست است.
شما اسرائيلي هستيد؟
بله من يک يهودي اسرائيلي هستم که زندگي در امريکا را به زندگي در اسرائيل ترجيح داده ام.
شما باور داريد که هيتلر واقعا ميليون ها يهودي را کشته است؟
ببينيد ، در اين باره تحريف هاي بزرگي صورت گرفته است. اينگونه نبوده که 6 ميليون يهودي کشته شوند. غرب و صهيونيست ها به شدت اين حادثه را بزرگنمايي کرده اند.
شما مي گوييد حقيقت ، تحريف شده ؟ شما بگوييد حقيقت چيست؟
من نمي دانم. هيچکس حقيقت را نمي داند. فقط بايد به دنبال مدارکي بود که با استناد به آن بتوان تخمين درست و واقعي زد.
به نظر شما چه کسي مي تواند حقيقت ماجرا را براي جهانيان و ما بگويد؟
تنها کساني که مي توانند تعداد کشته شدگان را درست تخمين بزنند ، اعضاي قديمي صليب سرخ امريکا هستند که در آن زمان در بطن ماجرا بوده اند. مستنداتي از آنها هم اکنون در سازمان صليب سرخ امريکا وجود دارد که از دست ما خارج است و بسيار محرمانه و طبقه بندي شده است. بدون شک اگر کسي به دنبال دست يافتن به تخمين درستي از کشته شدگان است بايد به آن اسناد دسترسي پيدا کند. هرچند چنين چيزي ممکن نخواهد بود.
ولي قبول داريد که طرح هولوکاست بيشتر از آنکه براي احقاق حقوق يهوديان باشد ، يک جريان سياسي و هدفمند است؟
بله يقينا اين طور است. امريکا و اسرائيل با طرح هولوکاست ، تحريف و بزرگنمايي آن دنبال دستيابي به مقاصد خود بوده و هستند.
از شما که در گفتگويي ويژه با روزنامه جام جم ، پرتيراژترين روزنامه ايران شرکت کرديد ، تشکر مي کند.
من هم از شما متشکرم.
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 12:19 | لینک  | 

چون لبهایم  برای نخستین بار آماده سخن گفتن شدند و جنبیدند ، از کوه مقدس بالا رفتم و خدا را چنین صدا زدم:
پروردگارا !من تو را پرستش کرده ام . مشیت پنهان تو شریعت من است . تا روزی که زنده ام در برابر تو خضوع خواهم کرد . اما خداوند پاسخ مرا نداد بلکه مانند طوفانی سهمگین از من گذشت و از دیدگانم پنهان شد.
یک هزار سال بعد. برای دومین بار از کوه مقدس بالا رفتم و با خدا چنین سخن گفتم:
تو مرا از خاک آفریدی و از روح معنوی ات بر من دمیدی و زنده ام کردی ، پس همه ی وجودم به تو مدیون است .اما خداوند پاسخ مرا نداد و همچون هزاران پرنده ی بالدار به پرواز در آمد و از من گذشت .
یک هزار سال بعد .از کوه مقدس بالا رفتم و برای سومین بار با خدا سخن گفتم:
ای پدر مقدس! من فرزند دوست داشتنی تو هستم .با عشق و دلسوزی مرا به دنیا آوردی .با محبت و عبادت ملکوت و ملک تو را به ارث خواهم برد! این بار نیز خداوند پاسخم نداد و همچون مه، که تپه ها را می پوشاند از چشم من دور شد.
یک هزار سال بعد . از کوه مقدس بالا رفتم و برای چهارمین بار با خدا سخن گفتم :
ای اله من! ای حکیم و دانا! ای کمال و مقصود من! من گذشته ی تو و تو فردای من هستی.
من ریشه هایت در ظلمات زمین و تو روشنائی آسمانها هستی. در این هنگام خداوند به سوی من خم شد و واژ گانی شیرین و لطیف بر گوشم نواخت ؛ چنانکه دریا ، رودخانه ی سرازیر شده را در خود فرو می برد ،خداوند مرا در خود فرو برد !و چون به سوی دشتها و دره ها سرازیر شدم ، خدا نیز آنجا بود !
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 19:39 | لینک  | 

صدفی به صدف دیگر گفت:  درد عظیمی در درونم دارم. سنگین وگرد است و آزارم میدهد.
صدف دیگر با غرور و نخوت گفت: آسمان و دریا را شکر، کهمن دردی ندارم. من چه از درون و چه از بیرون، سالم سالم ام. در همان لحظه، خرچنگیکه از کنارشان می گذشت، گفت و گوی آن دو صدف را شنید و به آن صدفی که از درون وبیرون سالم بود، گفت: بله، سالم و سر حالی؛ اما حاصل درد رفیق ات، مرواریدی بسیارزیباست
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 19:30 | لینک  | 

هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.
اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت هاي و يژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نماييد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي كند در اين مسير گام برداريد:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 19:25 | لینک  | 

کاشف سپید پوستی، در قلب آفریقا، نگران رسیدن به مقصد، به باربرانش دستمزد اضافه ای پیشنهاد کرد تا سریع تر بروند. تا چند روز، باربران تند تر حرکت کردند
اما یک روز بعد از ظهر، ناگهان همه ی آن ها بارشان را زمین گذاشتند و نشستند. این بار هر چه به آنها پول بیشتری وعده داد، حاضر نشدند حرکت کنند. وقتی کاشف از آن ها  پرسید چرا این چنین رفتار می کنند،
. پاسخ دادند:     - آنقدر تند آمده ایم که دیگر نمی دانیم چه می کنیم. باید صبر کنیم روحمان به ما برسد.
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 18:53 | لینک  | 

افراد موفق بسیاری معتقدند که تنها دلیل موفقیت آنها این بوده است که به
 
 خود اجازه دادند تا شکست بخورند. حقیقت این مسئله زمانی مشخص می
 
 شود که در زندگی بسیاری از تاجران موفق جستجو کنیم. خواهیم دید که در
 
 راه رسیدن با اهدافشان، چطور بارها و بارها شکست خورده اند تا اینکه
 
 به موفقیت دست یافته اند.
 
 
چیز دیگری که به همین اندازه در موفقیت آنها مهم بوده این است که آنها
 
 می دانند چطور از انتقادات دیگران-چه سازنده باشد و چه نباشد- بهترین
 
 استفاده را ببرند. آنها با استفاده از انتقادهای دیگران تشکیلات خود را راه
 
 اندازی می کنند.
 
 
ظرفیت برخورد با انتقادات و پیشرفت کردن به واسطه ی انها یکی دیگر از
 
 عوامل مهم در موفقیت است. به نکات زیر در این رابطه دقت کنید تا شما
 
 هم بتوانید یکی از آن افراد موفق باشید.
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمیل در ساعت 10:52 | لینک  |