تبليغاتX
دریای بیکران

دریای بیکران

بحث داغ انرژی ها!

تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.دوست مون انرژی!شغل مون انرژی!همسر مون انرژی!اتفاقات، دونه دونه، انرژی!


دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم
قانون "دوبروی"!

قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:

هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.


خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند
.


این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟

بحث مفصلی است که تا جایی که به تکنیک های موفقیت مربوط میشه، براتون توضیح میدم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 22:57  توسط جمیل  | 

من رفتنی ام

گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟
گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟

گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟
گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!
گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟
باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 22:6  توسط جمیل  | 

گروه 99

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
اما خود نیز علت را نمی دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.
به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’
آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.
بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.
نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!!
اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’
پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’
نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست،
باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید.
به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’
پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند..
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد.
با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟
آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!!
او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!!
فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛
اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد
و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.
تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد
که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛
او فقط تا حد توان کار می کرد!!!
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.
نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!!
اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما ...راضی نیستند

خوشبختي ما در سه جمله است : تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم :حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 14:10  توسط جمیل  | 

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 14:26  توسط جمیل  | 

مماجرایی تامل برانگیز : میزان فاصله ی قلب آدم ها و تٌن صدا

استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟


شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که
طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟
آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟


شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

*سرانجام او چنین توضیح داد:
*هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله
می‌گیرد.
آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید
صدایشان را بلندتر کنند.

*سپس استاد پرسید:
*هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟
آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟
چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.
*
استاد ادامه داد:
*هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف
معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به
یکدیگر بیشتر می‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند.
این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باش

اين همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست است که خدا حرف نمی زند اما همیشه
صدایش را در همه وجودت مي توانی حس کني اينجا بین انسان و خدا هیچ فاصله ای
نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 18:4  توسط جمیل  | 

۱۵ نشانه سرطان را بشناسید

بيشتر دردها دليل وجود سرطان نيستند. دردهايي كه مداوم هستند و به دلايل نامشخص ايجاد مي‌شوند حتما بايد تحت بررسي قرار گيرند.
در اين شرايط پزشك سابقه خانوادگي شما را بدقت بررسي مي‌كند و براساس آن اطلاعات تصميم بگيرد كه چه آزمايشاتي براي شما لازم‌تر است. در اين ميان برخي معتقدند سرطان بيماري‌اي است كه بيشتر در افراد سالخورده ايجاد مي‌شود. هرچند بيشتر وقت‌ها حق با آنهاست، اما خيلي از افراد جوان هم به سرطان مبتلا مي‌شوند. تحقيقات و مطالعات نشان مي‌دهد خانم‌ها در مقابل چكاپ‌هاي منظم و آزمايشات سرطان نسبت به آقايان حساس‌تر و مراقب‌تر هستند.
آنها معمولا خيلي بيشتر هم نسبت به نشانه‌هاي بيماري نگران مي‌شوند. اما هميشه هم اين‌طور نيست. براي مثال خانم‌هاي جوان‌تر خيلي از علائمي را كه مي‌تواند نشانه سرطان باشد، ناديده مي‌گيرند. البته خيلي از خانم‌ها از آقايان هم در انكار بيماري ماهرتر هستند. اينها كساني هستند كه عمدا علائم و نشانه‌هاي سرطان را ناديده مي‌گيرند.
البته هميشه هم مساله انكار بيماري نيست. در بعضي‌ها يك باور فرهنگي وجود دارد كه تصور مي‌كنند سرطان بيماري لاعلاج است به همين خاطر لزومي نمي‌بينند كه براي درمان مراجعه كنند، در حالي كه حرف زدن در مورد مسائل نگران‌كننده نبايد باعث واكنش منفي از سوي افراد شود.
نبايد اين حس به افراد القا شود كه بايد به دنبال هر نشانه كوچكي باشند. به همين دليل در ادامه ۱۵ مورد از متداول‌ترين علائم سرطان كه بايد حتما جدي گرفته شوند را برايتان معرفي مي‌كنيم كه ديگر هر مشكل كوچكي باعث نگراني شما نشود.

كاهش وزن بدون ‌دليل: خيلي از خانم‌ها بدشان نمي‌آيد كه بدون هيچ سعي و تلاش وزنشان را پايين بياورند. اما كاهش وزن بي‌دليل (مثلا ۵ كيلو در ماه بدون بالا بردن فعاليت بدني يا رژيم غذايي) حتما بايد مورد چكاپ قرار گيرد. كاهش وزن بي‌دليل نشانه سرطان است مگر اين‌كه خلاف آن ثابت شود. همچنين مي‌تواند نشانه مشكل ديگري مثل پركاري تيروئيد نيز باشد. پزشكتان بايد آزمايشاتي براي چك كردن وضعيت تيروئيدتان انجام داده و سي‌تي‌اسكني از بقيه اندام‌هاي بدن هم تهيه كند. پزشك بايد تك‌تك احتمالات را بررسي كند.

نفخ كردن: نفخ كردن مي‌تواند يكي ديگر از علائم سرطان باشد كه خيلي از خانم‌ها به آن مبتلا هستند و البته مي‌تواند نشانه سرطان تخمدان باشد. ساير علائم سرطان تخمدان عبارتند ازدرد شكم يا لگن، احساس سيري زودرس (حتي وقتي هيچ غذايي نخورده‌ايد) و مشكلات ادرار. اگر اين نفخ كردن هر روز براي فرد اتفاق بيفتد و براي چند هفته فرد را آزار دهد، حتما بايد با پزشكتان مشورت كنيد. در اين شرايط پزشك آزمايش خون، سي‌تي‌اسكن و ساير آزمايشات لازم را براي شما انجام مي‌دهد.

تغييرات در سينه: بيشتر خانم‌ها سعي مي‌كنند سينه‌هاي خود را از نظر احتمال وجود غده بررسي كنند. اما اين تنها نشانه براي سرطان سينه نيست. قرمز و ضخيم شدن پوست سينه مي‌تواند يك نشانه نادر و شديد سرطان سينه باشد، در ضمن سرطان سينه التهابي هم بايد مورد آزمايش قرار گيرد. اگر جوش يا دانه‌اي روي پوست سينه‌تان مشاهده كرديد كه بيشتر از يك هفته دوام پيدا كرد، حتما بايد به پزشك مراجعه كنيد. همچنين اگر ظاهر نوك سينه‌هايتان تغيير كرد يا ترشحاتي غيرعادي مشاهده كرديد، به پزشك مراجعه كنيد. در واقع تغيير در وضعيت ظاهر سينه‌ها، نشانه بسيار نگران كننده‌اي است.

خونريزي غيرعادي: خانم‌هايي كه هنوز به يائسگي نرسيده‌اند خيلي‌وقت‌ها به خونريزي‌هاي زودتر از زمان عادت ماهيانه بي‌توجهي مي‌كنند. اما خونريزي بين زمان عادت ماهيانه بخصوص وقتي عادت ماهيانه‌ منظم است، نياز به آزمايش و بررسي دارد. خونريزي بعد از رسيدن به يائسگي مي‌تواند نشانه سرطان رحم باشد، بنابراين پزشك ‌بايد بدقت سابقه خانوادگي شما را بررسي و برحسب زمان خونريزي و ساير علائم، آزمايش فراصوت يا بيوپسي برايتان تجويز كند.

تغييرات پوستي: خيلي از ما خال‌هايمان را بدقت بررسي مي‌كنيم، چرا كه مي‌دانيم هر نوع تغيير در تعداد و اندازه آنها مي‌تواند يكي از نشانه‌هاي سرطان پوست باشد. اما بايد تغيير در رنگدانه پوست را هم جدي بگيريم. همچنين اگر يكدفعه دچار خونريزي يا ورقه ورقه شدن پوست شديد حتما بايد به پزشك متخصص نشان دهيد.

بروز مشكل در بلع: اگر در قورت دادن مشكل داريد، احتمالا رژيم غذايي‌تان را تغيير داده‌ايد. پس جويدن چندان برايتان دشوار نيست. احتمالا بيشتر از سوپ، غذاهاي مايع يا محلول‌هاي پروتئيني استفاده مي‌كنيد. اما اين مشكل در قورت دادن مي‌تواند نشانه سرطان gi باشد مثل مري. پزشكتان بايد بدقت سابقه خانوادگي شما را بررسي كرده و آزمايشاتي مثل راديولوژي سينه يا تست gi انجام دهد.

وجود خون در مدفوع: اگر در ادرار يا مدفوعتان خون مشاهده كرديد به هيچ وجه تصور نكنيد كه حتما از بواسير باشد، بلكه مي‌تواند نشانه سرطان روده باشد. پزشك بايد سوالاتي از شما بپرسد و آزمايشاتي مثل كلونوسكوپي برايتان انجام دهد. همچنين بالا آوردن خون موقع سرفه كردن هم بايد بدقت بررسي شود. البته اگر اين اتفاق يك‌بار بيفتد ممكن است خطر جدي نباشد اما در صورت تكرار حتما بايد به پزشك مراجعه كنيد.

درد شكم و افسردگي: خانم‌هايي كه دچار درد در ناحيه شكم و احساس افسردگي به طور همزمان مي‌شوند نياز به چكاپ دارند. برخي محققان رابطه‌ بين افسردگي و سرطان لوزالمعده را پيدا كرده‌اند كه هنوز چندان شناخته شده نيست.

سوءهاضمه: بيشتر خانم‌هايي كه حاملگي را تجربه كرده‌اند انواع و اقسام مشكلات گوارشي كه با بالا رفتن وزن برايشان اتفاق افتاده بود را به خاطر دارند. اما بروز مشكلات گوارشي و سوءهاضمه بدون هيچ دليل مشخص مي‌تواند خطرناك و نشانه زودهنگام سرطان مري، معده يا گلو باشد. بنابراين پزشك بايد سابقه خانوادگي شما را بدقت بررسي كند و قبل از انتخاب آزمايشات لازم براي شما، سوالاتي در مورد سوءهاضمه‌تان بپرسد.

عفونت دهاني: همه افراد بخصوص سيگاري‌ها بايد بدقت مراقب لكه‌هاي سفيدي كه درون دهان يا روي زبانشان ايجاد مي‌شوند، باشند. بيشتر اين لكه‌ها مي‌توانند نشانه‌هاي اوليه نوعي از سرطان باشند كه مي‌توانند منجر به سرطان دهان شود. از دندانپزشك يا پزشكتان بخواهيد بدقت وضعيت را بررسي كنند و درمورد درمان آن تصميم بگيرند.

درد: با بالا رفتن سن، شكايت افراد از درد بيشتر مي‌شود، اما درد مي‌تواند نشانه زودرسي از برخي سرطان‌ها هم باشد، گرچه بيشتر دردها دليل وجود سرطان نيست. دردهايي كه مداوم هستند و به دلايل نامشخص ايجاد مي‌شوند حتما بايد مورد بررسي قرار گيرند. پزشكتان بايد سابقه خانوادگي شما را بدقت بررسي كرده و براساس آن اطلاعات تصميم بگيرد كه چه آزمايشاتي براي شما لازم‌تر است.

تغيير در گره‌هاي لنفاوي: اگر غده يا برآمدگي روي گره‌هاي لنفاوي خود در زيربغل يا گردنتان مشاهده كرديد، لازم است با دقت علت ايجاد آن بررسي شود. اگر يكي از گره‌هاي لنفاويتان بتدريج بزرگ‌تر مي‌شوند حتما بايد به پزشك مراجعه كنيد. در اين شرايط پزشك شما را معاينه خواهد كرد و دليل بزرگ شدن غده لنفي را بررسي خواهد كرد. همچنين ممكن است برايتان نمونه‌برداري از خون (بيوپسي) انجام دهد.

تب: اگر افزايش حرارت بدن و بروز تب در شما به دليل آنفلوآنزا يا ساير بيماري‌ها نيست، ممكن است در صورت تداوم نشانه‌اي از سرطان باشد. تب معمولا زماني كه سرطان از نقطه اصلي خود گسترش پيدا كرده باشد اتفاق مي‌افتد، اما مي‌تواند نشانه سرطان خون‌ هم باشد. ساير نشانه‌هاي سرطان عبارتند از زرد شدن پوست بدن يا تغيير در رنگ مدفوع. پزشك بايد شما را تحت معاينه دقيق فيزيكي قرار دهد و سابقه دارويي شما را بدقت بررسي كند و سپس آزمايشاتي مثل راديولوژي، سي‌تي‌اسكن، ام‌آر‌‌آي و ساير آزمايشات را برايتان انجام دهد.

خستگي: خستگي نيز يكي ديگر از علائم مبهم سرطان است. اين مشكل مي‌تواند بعد از پيشرفت سرطان اتفاق بيفتد، اما ممكن است ابتداي سرطان‌هايي مثل لوكمي (سرطان خون) يا برخي سرطان‌هاي روده هم ايجاد شود.

سرفه مداوم: سرفه معمولا با سرماخوردگي، آنفلوآنزا و حساسيت‌ها همراه است و همچنين مي‌تواند يكي از عوارض جانبي برخي داروها نيز به حساب آيد. اما سرفه‌هاي مداوم سرفه‌هايي كه بيش از ۳ تا ۴ هفته به طول انجامد به هيچ وجه نبايد ناديده گرفته شوند. در اين شرايط پزشكتان بايد سابقه خانوادگي شما را بدقت بررسي كند، وضعيت گلو و ريه‌هايتان را معاينه كرده و آزمايشاتي مثل راديولوژي برايتان انجام دهد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 23:51  توسط جمیل  | 

معجزه آرد در التیام سوختگی ها


در داستان زیر زنی تعریف میکند در حین اشپزی دستش میسوزد و از سوزش سوختگی فریاد میزند یک دوست ویتنامی سر میرسد و به او میگوید
دستت را بمدت ده دقیقه در ارد فرو ببر و او همینکار را انجام میدهد و در کمال تعجب مشاهده میکند دستهایش حتی یک تاول هم نزده است


و ان ویتنامی تعریف میکند


پسری در اتش سوزی گرفتار میشود مردم برای نجاتش کیسه های ارد روی او میریزند بعد از خاموش کردن اتش ، می بینند ان پسر حتی تاول هم نزده است

http://www.sugardoodle.net/Youth_Activities/Sport%20Related%20Activities/flour.jpg

و در پایان داستان توصیه میکن
د

همیشه یک کیسه ارد سفید در منزل داشته باشید و در یخچال نگهداری کنید
ارد سرد بهتر از ارد با دمای معمولی هست


حتی برای زبان سوخته در اثر غذای داغ هم مفید است
که زبان را ده دقیقه در ارد فرو کنید


وسفارش میکند هنگام سوختگی اول دست خود را زیر شیر اب سرد نگیرید

 بلکه بمدت ده دقیقه در ارد سرد فرو ببرید و یک معجزه را تجربه کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 10:10  توسط جمیل  | 

هشدار به مادران شاغل

بسياري از روان شناسان رشد بر سر اين موضوع توافق دارند که «هنگامي که مراقبت از کودک با کيفيت بالايي صورت گيرد، دليلي وجود نخواهد داشت که انتظار رشد نامناسب او را داشته باشيم.» در واقع، شواهدي وجود دارد که مراقبت روزانه با کيفيت بالا، از لحاظ رشد شناختي کودک، مفيدتر از صرفاً مراقبت از او در خانه است. البته هنوز هم لازم است که والدين از نزديک مراقب رفتار کودک خود باشند دوران کودکي، دوران رشد سريع است و به همين جهت است که مراقبت و پشتيباني مناسب از کودک در اين دوران حساس ضرورت دارد. آنچه در زير آمده است چند نمونه از علايم هشدار دهنده رفتاري در زماني است که کودکتان را به يک جانشين يا پرستار مي سپاريد و بايد مراقب آن ها بود اگر کودک شما نشان هايي از تغيير رفتار ناگهاني از خود نشان داد، زمان آن است که وضعيت فعلي مراقبت از او را مورد بررسي مجد قرار دهيد.
گريه هنگامي که فکر مي کند با پرستار تنها گذاشته مي شود کاملاً طبيعي است چرا که کودک ترجيح مي دهد پيش والدينش بماند. اما داشتن واکنش هيجاني منفي و شديد نسبت به يک فرد، نشانه خطر است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 2:6  توسط جمیل  | 

عامل شارژ مغز ۲۰

مغز آدمیزاد فقط چند صد گرم است. اما با همین چند صد گرم، کلیدهای بسیاری از رازهای زندگی گشوده شده است و می‌شود؛ معماهایی که حتی تصور حل‌شدن‌شان سخت است. این جسم خاکستری می‌تواند بزر‌گ‌ترین موفقیت‌ها و توانایی‌ها را برای رویایی با سختی‌ها در ما ایجاد کند.


با این حال، خیلی از ما به این قدرت واقف نیستیم و از این پتانسیل فوق‌العاده استفاده مطلوبی نمی‌کنیم.

با این همه و صرف‌نظر از سن، جنسیت، مذهب و اعتقادتان، اگر بخواهیم زندگی موفق‌تری داشته باشیم، باید از این گاو صندوق خاکستری استفاده بهتری کنیم. این توصیه‌های 20 گانه قرار است کمک ‌مان کند قدر این گاوصندوق را بیش از پیش بدانیم.

1- نفس عمیق بکشید

هوای بیشتر یعنی اکسیژن بیشتر در خون و اکسیژن بیشتر در خون یعنی به کار افتادن موتور مغز. هوا به اندازه کافی در اطراف همه ما وجود دارد، کافی است بینی خود را باز کنید و شش‌های‌تان را پر از هوا کنید. چند نفس عمیق می‌تواند علاوه بر روشن کردن موتور مغز به شما آرامش ببخشد و کمک کند در فضای مناسب‌تری فکر کنید.

2- تمرکز را یاد بگیرید

فکر نکنید قرار است کار خیلی سختی انجام بدهید. کافی است همین الان چشم‌های‌تان را ببندید و تمام حواس‌تان را بدهید به تنفس‌تان. عضله‌های‌تان را در حالت انقباض قرار دهید و بعدش کم‌کم با بیرون دادن هوا، این عضله‌ها را از همدیگر باز کنید. وقتی ذهن شما بین مسایل مختلف سرگردان است، نمی‌تواند درست کار کند؛ در حالی که 5 یا 10 دقیقه تمرکز می‌تواند شما را آرام کند و ذهن شما را از گرد و غبارهای سرگردان پاک کند و شما را آماده کند برای تفکر کردن درست.

3- درست بنشینید و دل‌تان را بدهید به محاسبات ذهنی

این عمل را با چند بار در روز انجام دادن برای خودتان تبدیل به عادت کنید. وقتی که توی اتوبوس، محل کار و در صف انتظار بی‌کار هستید، شروع کنید به جمع، تفریق، ضرب و تقسیم اعداد. اگر جذر بلدید، جذر بگیرید یا روزی یک اتحاد ریاضی را برای خودتان دوره کنید. شاید بگویید من از ریاضی در زمان مدرسه هم متنفر بودم، حالا چه ‌طور این کار را بکنم؟ نمی‌دانم چه‌طور اما با این کار ذهن‌تان را ورزش می‌دهید و آماده تجزیه و تحلیل مسایل می‌کنید.

تا حالا شده احساس کنید ذهن‌تان قفل کرده و تبدیل به یک تکه سنگ شده که همه دارایی‌تان ( منظور دارایی ذهنی است ) را درون خودش ضبط کرده... خب! اگر زیاد دچار این حالت می‌شوید، خاطرات کودکی را کنار بگذارید و با درس ریاضی صلح کنید. می‌توانید از عملیات‌ ساده شروع کنید و بعد از مدتی از تاثیر این کار بر قوای فکری‌تان متحیر شوید!

4- فسفر و ویتامین B6 را به خاطر بسپارید

در تحقیقات آزمایشگاهی ثابت شده است که برای بالا بردن میزان هوشیاری، ویتامین B6 و فسفر نقش مهمی دارند. آنها ارتباط بین سلولی را فعال می‌کنند. بر میزان رشد سلول‌ها اثر می‌گذارند و سلول‌ها را برای فعالیت آماده می‌کنند. به زبان دیگر این دو می‌توانند به قدرت ذهن شما کمک کنند، در حالی که عوارض جانبی این دو تا به امروز ثابت نشده است.

5- به حل مساله عادت کنید

همه ما در زندگی‌‌مان مشکل داریم. این جمله به خودی خود خیلی زیبا و آرامش‌دهنده است اما خیلی هم احمقانه است، چرا که زندگی کردن با مشکلات مثل راه رفتن در یک ساحل سنگی با پای برهنه می‌ماند. وقتی مشکلی هست، یعنی باید راه‌حلی هم باشد و راه حل از ذهن شما زاییده می‌شود؛ ذهنی که قدرت حل کردن مسایل را دارد اما ما با تنبلی و فلسفه‌های پوچ و بیهوده ساختن -چیزی شبیه جمله بالا- از آن می‌گذریم. اگر می‌‌خواهید زندگی بهتری داشته باشید، روی حل مشکلات تمرکز کنید؛ نه زندگی با مشکلات.

6- اوقات مرده‌تان را احیا کنید

شاید بگویید این موضوع چه ربطی دارد به پرورش قوای ذهنی؟! خب، تصور کنید در یک اتاق انتظار هستید یا در حال جمع و جور کردن وسایل اتاق. آیا ذهن شما خاموش است؟ یعنی فقط به باز شدن در اتاق فردی می‌اندیشید که منتظرش هستید و یا تنها در ذهن‌تان لباس‌های‌تان را نظم و ترتیب می‌دهید؟ بدون شک این طور نیست. شما در حال فکر کردن هستید و متاسفانه خیلی وقت‌ها در حال مرور حرف‌های دیگران؛ و این یعنی اتلاف وقت! در حالی که با گوش کردن به یک نوار زبان یا یک کتاب صوتی می‌توانستید مغزتان را در جهت مثبت حرکت بدهید. شما در هر سال، حداقل 200 ساعت را در ماشین می‌گذرانید. فکر نمی‌کنید در این 200 ساعت می‌توانید حداقل چند آلبوم موسیقی، کتاب صوتی و... گوش کنید؟

7- زبان یاد بگیرید

تحقیق‌های مختلف نشان داده است که یادگیری یک زبان جدید می‌تواند عمر فعالیت ذهنی‌ را بالا ببرد؛ می‌تواند دریچه نگاه را عوض کند و این می‌تواند یک تمرین عالی برای ذهن به خواب رفته خیلی از ما باشد.

8- رزماری استشمام کنید

استشمام بوی گیاه رزماری می‌تواند باعث تمرکز شود و این چیزی است که تجربه بسیاری از افراد به علاوه تحقیقات بر آن صحه گذاشته است. امتحان کنید! رزماری در قفسه ادویه آشپزخانه خیلی از خانه‌ها پیدا می‌شود.

9- آگاهی را تمرین کنید

کلمه و حالت مقابل تمرکز کردن، گیج زدن است. شما وقتی تمرکزتان را از دست می‌دهید گاهی قادر به انجام دادن کارهای خیلی عادی خود هم نیستید؛ مثلا یک روز برای پارک ماشین‌تان دچار مشکل می‌‌شوید و هر کاری می‌کنید نمی‌توانید یک پارک ساده را انجام بدهید. چرا؟ چون ذهن شما مغشوش است و نمی‌تواند تجزیه و تحلیل‌های درست داشته باشد.

باید یاد بگیرید چگونه ذهن شلوغ‌تان را که مدام به هر طرف سرکی می‌کشد، متوقف کنید. موضوعی را که باعث این به هم ریختگی شده است را پیدا کنید.

گاهی دلیل این اغتشاش ذهنی شما خیلی پیش پا افتاده است. شما در ذهن‌تان به دنبال یک شماره تلفن می‌گردید یا ذهن‌تان مشغول این قضیه شده که چک شما پاس شده یا نه؟ یا حقوق‌تان واریز شده؟ همین اغتشاش‌های کوچک گاه باعث مصیبت‌های بزرگ می‌شود چون جلوی دید درست مغزتان، یعنی همان گاوصندوق خاکستری ارزشمندتان، را می‌گیرد و آن را تیره و تار می‌کند.

10- نوشتن را جدی بگیرید

نوشتن به دلایل بسیاری برای فعالیت ذهنی شما مفید است. با نوشتن می‌توانید به ذهن‌تان بگویید چه چیزی مهم است، چه کاری را باید انجام بدهید، چه کاری را می‌توانید به آینده واگذار کنید و گاهی احساس واقعی‌تان را بروز بدهید. داشتن یک دفترچه کارهای روزانه خیلی مهم است. فرقی هم نمی‌کند شما اهل نوشتن حساب و کتاب ریاضی در آن باشید، شعر بنویسید، برنامه فردای‌تان را یادداشت کنید، داستانی را بنویسید یا نقل‌قولی را. نوشتن در هر شاخه‌ای که باشد می‌تواند ذهن شما را رشد دهد.

11- موتزارت گوش کنید

نتیجه تحقیقی در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است بچه‌هایی که در حال آموزش پیانو هستند و یا به هر حال، ساز دیگری دارند؛ در حل معما بهتر از بچه‌های دیگری هستند که کلا با موسیقی رابطه‌ای ندارند و هنگامی که تستی از آنها گرفته شده، بچه‌های گروه موسیقی درصد هوشی‌شان 80 درصد بالاتر از بچه‌های دیگری بود که به کل با موسیقی رابطه‌ای نداشتند.

در یک تحقیق و بررسی دیگر هم به 36 دانش‌آموز در سه مرحله تست‌های روان داده شد و قبل از اولین تست یکی از سونات موتزارت پخش شد. قبل از تست دوم یک موسیقی آرام و قبل از تست سوم هیچ موسیقی پخش نشد. نتیجه جالب بود. میانگین نمرات افراد در اولین تست: 119، دومین: 111 و سومین: 110 بود، یعنی گوش دادن به موسیقی موتزارت چیزی حدود 9 نمره روی بچه‌ها تاثیر گذاشته بود.

12- حس ششم‌تان را تقویت کنید

داشتن حس ششم یکی از مهم‌ترین قدرت‌های ذهنی است. آدم‌های بزرگ بسیاری دلیل موفقیت‌شان را در اعتماد کردن به این احساس می‌دانستند. افرادی مثل اینشتین که به این قدرت خود باور داشته‌اند. ساده از کنار این حس نگذرید. اگر فکر می‌کنید ذهن‌تان در حال گوشزد کردن مطلبی به شماست، آن را جدی بگیرید.

13- موذی‌های آلرژی‌زا را بشناسید

اطراف‌تان را به دقت زیر نظر داشته باشید و مواد غذایی‌ای را که برای شما مشکل ایجاد می‌کنند، بشناسید. بیماری‌های گوارشی می‌تواند تاثیر زیادی روی فعالیت مغزی شما داشته باشد و خلل در فعالیت مغز؛ یعنی آدمی که مدام گیج می‌زند و به در و دیوار می‌خورد و نمی‌تواند درست عمل کند.

14- قدرت خواب را دست‌کم نگیرید

مدت زمانی که باید در طول شبانه‌روز بخوابید به طور متوسط 7 ساعت است اما آنچه مهم‌تر از کمیت زمان خواب است، کیفیت خواب است. گاهی 10 ساعت خوابیده‌اید اما خسته و کسل هستید و گاهی تنها 3 ساعت خوابیده‌اید اما نه احساس خواب‌آلودگی دارید، ‌نه خستگی! اگر خواب راحتی ندارید، حتما به دنبال حل مشکل باشید چون خواب بد مساوی است با گریپاژ کردن موتور مغز.

نکته مهم دیگری هم که بسیاری از محققان به اهمیت آن اشاره می‌کنند، خواب کوتاه عصرگاهی است! یک چرت سبک می‌تواند مغز شما را برای ادامه روز شارژ کند. بهتر است کمی دور از چشم همکارها گاهی سرتان را روی میز بگذارید و...

15- تاثیر کافئین را روی خودتان آزمایش کنید

درباره کافئین و تاثیرات آن روی قدرت ذهن هم بررسی‌های زیادی انجام گرفته است. این بررسی‌ها دو گروه را کاملا از هم متمایز کرده‌اند؛ گروهی که کافئین باعث هوشیاری بیشترشان می‌شود و گروهی که کافئین، آنها را دچار کرختی و سردرد می‌کند.

شما با توجه به خصوصیات خودتان می‌توانید کافئین را مورد استفاده قرار بدهید اما بسیاری از تحقیق‌ها در این نقطه با هم موافق هستند که کافئین در زمان کوتاه مثبت‌ و در بلندمدت روی فعالیت ذهنی بی‌اثر است.

16- از مصرف قندها بکاهید

کربوهیدرات‌ها می‌توانند در فعالیت ذهنی شما اختلال ایجاد کنند تا جایی که به شکر صفت افسرده‌کننده داده‌اند؛ به طور مثال بررسی‌ها درباره انسولین نشان داده وقتی انسولین وارد رگ می‌شود، موجب انقباض ر‌گ‌ها و عدم خون‌رسانی درست می‌شود. این موارد را هم به شکر و اثرات منفی‌اش اضافه کنید: پاستا، نان سفید، چیپس‌های سیب‌زمینی!

17- تندخوانی را یاد بگیرید

برخلاف خیلی از باورها، بیشتر ذخیره‌های ذهنی ما همان‌هایی هستند که در زمان کوتاه‌تری خوانده شده‌اند. تلاش کردن برای کوتاه کردن زمان یادگیری - به نوعی تندخوانی و تندفهمی- سرعت ذهن را بالا می‌برد.

18- ورزش کنید

بررسی‌ها نشان داده است که بعد از 10 دقیقه ورزش ایروبیک فعالیت ذهنی سرعت بیشتری می‌گیرد. اگر احساس می‌کنید ذهن‌تان خسته شده از جای‌تان بلند شوید و تنها 10 دقیقه پیاده‌روی کنید و یا حداقل درجا بزنید.

19- با دوست‌خیالی‌تان حرف بزنید

حتما با خواندن دو کلمه " دوست‌خیالی " خنده‌ای به لب‌تان آمده چون یاد کودکی و دوست‌های خیالی‌تان افتاده‌اید.

بعد از مرور این خاطره جالب است بدانید صحبت کردن و راه‌حل گرفتن از دوست خیالی می‌تواند راه خوبی باشد برای انتقال اطلاعات از ذهن ناخودآگاه به خودآگاه. برای رسیدن به این حالت - اگر این عادت را سال‌ها است ترک کرده‌اید- خودتان را در حالت مکالمه با فردی قرار دهید که بسیار باهوش و فهمیده است.

از او سوال بپرسید و خوب به راه‌حل‌هایش گوش کنید! تعجب نکنید؛ مغز شما در حال جواب دادن به شما است!

20- نکته‌برداری کنید

وقتی در حال یادگیری هستید،‌ یادداشت‌برداری کنید و بعد از تمام شدن برنامه در مقابل جمله‌هایی که نوشته‌اید یک " چرا؟ " بگذارید و سعی کنید به آنها جواب بدهید؛ آنها را رد کنید یا برای قبول کردن‌شان دلیل بیاورید. با این کار در درجه اول باعث ثابت شدن مطلب در ذهن‌تان و در درجه دوم باعث بالا رفتن قدرت تحلیل خودتان می‌شوید.



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 17:13  توسط جمیل  | 

۸ روش موثر برای بهبود کارایی مغز

آیا می دانید با انجام برخی کارهای ساده می توانید به باهوش تر شدن خودتان کمک کنید؟ مغز انسان مانند عضلات بدن نیاز به ورزش هایی دارد تا قدرتمند تر بشود.

اگر خودتان را عادت بدهید که این کارها را همیشه انجام بدهید هم در کوتاه مدت تاثیرش را می‌بینید و هم در دراز مدت سبب می‌شوید که مغزتان با گذشت زمان و در دوران پیری همچنان قدرتمند باقی بماند. ‏
‏پس این ۸ روش را برای بهبود کارایی مغز در ادامه مطلب از دست ندهید. ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 14:55  توسط جمیل  |